کلاچ مبدل گشتاور torque - converter clutch
کلاچی در مبدل گشتاور که به صورت خودکار یا الکترونیکی درگیر می شود تا محور ورودی جعبه دنده را میل لنگ موتور قفل کند و مانع بکسوواد کردن در داخل مبدل گشتاور شود .
کلکتور slip ring
در دینام ، حلقه هایی که اتصال چرخان بین سیم پیچهای آرمیچر و زغالهارا ایجاد می کند .
کلید ترموستاتی thermostatic switch
در کولر با کلاچ چرخه ای ، کلیی الکتریکی که کلاچ کمپرسور را قطع و وصل می کند تا شبکه تبخیرکننده برفک نزند و دمای هوای عبوری از روی تبخیر کننده تنظیم شود . این کلید را به جای کلید فشاری الکتریکی به کار می برند .
کلید تنظیم نور dimmer switch
کلیدی دو وضعیتی که راننده آن را می زند تا نور بالا و پایین را انتخاب کند .
کلید چراغ جلو head lamp switch
کلیدی که کار چراغهای جلو و سایر چراغهای خارجی و داخلی خودرو را کنترل می کند .
کلید نور بالای خودکار automatic head lamp dimmer
وسیله ای که به طور خودکار نور مناسب (بالا و پایین) را ، با توجه به شرایط رانندگی ، انتخاب می کند .
کمبر camber
میزان انحراف بالای چرخ نسبت به امتداد قائم ؛ وقتی این انحراف به سمت بیرون باشد کمبر مثبت است زاویه ای که میل سگدست چرخ جلو با امتداد افق می سازد ، زاویه سایش لاستیک .
کمپرسور compressor
بخشی از سیستم تهویه مطبوع که بخار مبرد را متراکم می کند تا دما و فشار آن افزایش یابد .
کمک
کمک فنر .
کمک فنر shock absorber
وسیله ای که روی هر چرخ خودرو نصب می شود تا جمع شدن و باز شدن فنر را کنترل کند .
کوپلینگ روغنی viscous coupling
نوعی کوپلینگ خودکار انداز مورد استفاده در سیستم انتقال توان که برای قفل کردن و باز کردن خودکار به کار می رود تا در صورتی که چرخهای محرک کشش خود را از دست دادند ، توان را به چرخهایی که بکسووارد نمی کنند انتقال دهد .
گاورنر governor
وسیله ای که وسیله دیگری را ، معمولاً بر اساس سرعت یا بار ، کنترل یا اداره می کند .
گشتاور واکنشی ته خودرو rear – end touque
گشتاور واکنشی که در هنگام اعمال گشتاور به چرخها بر پوسته اکسل عقب وارد می شود ؛ این گشتاور تمایل دارد که پوسته اکسل را در جهت مخالف چرخها بچرخاند .
گیج زدن فرمان wander
تمایل خودرو به رفتن از یک طرف جاده به طرف دیگر .
گیربکس
جعبه دنده
گیربکس اتوماتیک
جعبه دنده خودکار
لاستیک tire
مجموعه ای تشکیل شده از پوسته و آج ( با تویی یا بدون آن) که روی رینگ خودرو نصب می شود و معمولاً آن را با هوای فشرده پر می کنند تا نیروهای کشش و ترمز گیری را به سطح جاده انتقال دهد .
لاستیک با لایه های مورب bais – ply tire
لاستیکی که در آن لایه ها در امتداد قطری قرار گرفته اند و یکدیگر را با زاویه ای در حدود 30 تا 40 درجه قطع می کنند .
لایه ply
لایه های لاستیک نخ دار در منجید لاستیک
لبه لاستیک bead
بخشی از لاستیک که برای جفت شدن با رینگ شکل داده شده است . لبه لاستیک از سیمهای فولادی تقویت شده با لایه های لاستیک ساخته می شود .
لنت ترمز brake lining
ماده ای با اصطکاک زیاد که قبلاً از آزبست ساخته می شد . این ماده رابا چسب یا پرچ به کفشک ترمز متصل می کنند . وقتی کفشک به کاسه ترمز فشار داده می شود لنت ترمز ساییده می شود .
لوله ترمز brake line
لوله یا شیلنگی که در سیستم ترمز هیدرولیکی ، پمپ زیر پا ر ابه سیلندرهای چرخ یا سیلندر ترمز دیسکی مرتبط می کند .
مارپیچ فرمان steering shaft
میله ای که از فلکه فرمان تا جعبه فرمان امتداد دارد و معمولاً لوله فرمان آن را احاطه کرده است .
مبدل گشتاور torque converter
در جعبه دنده خودکار ، نوعی کوپلینگ روغنی که استاتوری دارد تا گشتاور را افزایش دهد .
مبدل گشتاور قفل شونده locking torque convert
مبدل گشتاوری که در آن می توان پمپ ر ابه صورت مکانیکی به توربین قفل کرد تا توان در روغن مستهلک نشود .
مبرد refrigerant
ماده مورد استفاده برای انتقال گرما در کولر ، از طریق چرخه تبخیر و چگالش .
محرک نهایی final drive
آخرین چرخدنده کاهش دهنده سرعت در سیستم انتقال توان .
محور خروجی جعبه دنده output shaft
محور اصلی جعبه دنده یا محوری که گشتاور جعبه دنده را به میل گاردان منتقل می کند .
محور فرمان steering axis
خطی فرضی که چرخ جلو ، برای فرمان گرفتن ، حول آن نوسان می کند .
مکانیسم تعویض دنده gearshift
مکانیسمی شبیه میله بندی که چرخدنده های داخل جعبه دنده خودرو به وسیله آن درگیر و خلاص می شوند.
میزان کردن چرخ wheel alignment
یک رشته آزمون و تنظیم برای کسب اطمینان از استقرار صحیح چرخها زیر خودرو و حرکت آنها طبق رابطه مشخص با سطح جاده و با یکدیگر .
میل پلوس axle shaft
محوری که جعبه دنده دیفرانسیل سرخود یا دیفرانسیل ر ابه چرخهای محرک متصل می کند .
میل طبق
فنر موجگیر
میل فرمان tie rod
درسیستم فرمان خودرو ، میله ای با طول قابل تنظیم که با چرخش فلکه فرمان ،؛ نیرو جهت فرمان دهی را از شانه یا میله بندی به شغالدست انتقال می دهد .
میل گاردان drive shaft
مجموعه ای از یک یا دو قفل گاردان که به یک محور یا لوله متصل اند ؛ این مجموعه برای انتقال توان از جعبه دنده به اکسل محرک به کار می رود .
میل موجگیر جلو stabilizer bar
میله فولادی فنری که در عرض خودرو نصب می شود و معمولاً بین طبقهای پایین قرار دارد و در هنگام پیچیدن یا رانندگی در جاده های ناهموار و پردست انداز مانع انتقال موج جاده به فرمان می شود .
میل هرزگرد counter shaft
محوری در جعبه دنده که چرخدنده کلاچ آن را می چرخاند . چرخدنده های سوار بر میل هرزگرد ، در هنگام درگیر شدن محور اصلی ، چرخدنده های سوار بر محور اخیر را می چرخانند .
نسبت ابعادی aspect ratio
نسبت ارتفاع لاستیک به پهنای آن . هر چه این عدد کوچکتر باشد ، لاستیک پهنتر است .
نسبت دور دیفرانسیل axle ratio
در اکسل محرک ، نسبت بین سرعت چرخش محور ورودی یا محرک و سرعت چرخش محور خروجی یا میل پلوس . کاهش چرخدنده ای در محرک نهایی ، که از تقسیم کردن تعداد دندانه های دنده کرانویل بر تعداد دندانه های دنده پینیون به دست می آید .
نسبت فرمان steering ratio
تعداد درجاتی که فلکه فرمان باید بپیچد تا بتواند چرخهای جلو را یک درجه بپیچاند .
نشتی یاب leak detector
در تعمیر و نگهداری سیستم تهویه مطبوع ، وسیله ای که برای یافتن سوراخی که مبرد از آنجا می گریزد به کار می رود . انواع متداول آن عبارت اند از نشتی یاب با حباب صابون ، رنگ مبرد ، نور فرابنفش ، الکترونیکی و شعله ای .
نقطه اتصال coupling point
در مبدل گشتاور (کلاچ توربینی) ، سرعتی که در آن روغن برخورد به پشت پره های استاتور را شروع می کند ؛ این وضعیت هنگامی پیش می آید که نسبت سرعت توربین به سرعت پمپ تقریباً 10 : 9 باشد .
واسکازین
روغن دنده
وضعیت هندسی جلو خودرو front – end geometry
رابطه زاویه بین چرخهای جلو ف قطعات متصل کننده چرخها و اتاق یا شاسی خودرو . شامل است بر کمبر ، کستر ف شیب محور فرمان ، تباعد – تقارب و شعاع گردش .
هزار خار فرمان pitman arm
در جعبه فرمان ساچمه ای ، بازویی که محور خروجی جعبه فرمان را به میله بندی فرمان متصل می کند . وقتی این محور می چرخد ، هزار خار به عقب و جلو نوسان می کند و حرکت محور خروجی را به میله بندی فرمان انتقال می دهد .
همه چرخ محرک all wheel drive
نوعی سیستم چهارچرخ محرک ، بدون کمک دو سرعته ، که در خودروهای جاده رو به کار می رود .
هوای ثانویه secondry air
هوایی که به دریچه های دود سر سیلندر ، منیفولد دود یا مبدل کاتالیزوری پمپ می شود تا به انجام واکنشهای کاهش دهنده آلاینده های دود کمک کند .
هوزینگ خودکار
هوزینگ قفل دار
هوزینگ قفل دار limited – slip different
دیفرانسیلی با کلاچ مخروطی یا چند صفحه ای ( یا کوپلینگ روغنی) که وقتی یک چرخ بکسوواد می کند قفل می شود و توان را به تساوی بین دو میل پلوس تقسیم می کند . این کلاچ یا کوپلینگ لغزش محدودی را برای پیچیدن معمولی خودرو امکانپذیر می کند .
یخ آب کن defroster
بخشی از بخاری اتاق خودرو که برای ذوب کردن یخ و برف روی شیشه جلو طراحی شده است ؛ شامل لوله ها و دریچه های لازم نیز هست .



